شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

78

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

فرمود : « زنان را ساكت كنيد ، به جانم سوگند ! آنان گريه‌هاى زيادى در پيش دارند » . آن دو بزرگوار ، زنان را ساكت نمودند ، زمانى كه ساكت شدند ، امام عليه السّلام سخن خود را از سر گرفت ، خدا را حمد و سپاس گفت و بر پيامبرش درود فرستاد . راوى مىگويد : به خدا سوگند ! قبل و بعد از حسين نشنيده بودم سخنورى با اين بلاغت و رسايى سخن بگويد « 1 » . طبرى و ابن اثير گفتهاند : آن‌گاه كه جنگ بين طرفين در گرفت ، عمر بن خالد و غلامش سعد ، مجمّع بن عبد اللّه و جنادة بن حارث به پيش تاخته و با شمشير بر سپاه دشمن يورش بردند ، وقتى خود را به قلب دشمن زدند ، سپاه ، آنان را به محاصره درآورد و از يارانشان جدا كرد ، حسين عليه السّلام برادرش عباس را به يارى آن‌ها فرستاد ، عباس عليه السّلام به تنهايى بر سپاه دشمن حمله برد و شمشير ميان آنان گذاشت و آن‌ها را از اطراف ياران خود پراكنده ساخت و بدانان دسترسى يافت ، آن‌ها بر حضرت سلام كردند و عباس عليه السّلام آنان را كه در آن نبرد زخم برداشته بودند ، با خود به سمت امام عليه السّلام آورد ، ولى آن‌ها پذيرا نشدند كه حضرت آنان را سالم از چنگ دشمن برهاند ، از بين راه دوباره به ميدان جنگ بازگشتند و عباس عليه السّلام از آن‌ها حمايت مىكرد تا اينكه همه يك جا به فيض شهادت رسيدند « 2 » و عباس نزد برادر بازگشت و ماجراى آنان را به عرض امام عليه السّلام رساند . تاريخ‌نگاران گفتهاند : عباس عليه السّلام گاهى پرچم خويش را در برابر امام حسين عليه السّلام بر زمين نصب مىكرد و از ياران خود دفاع مىنمود و يا در پى آب مىرفت ، به همين سبب « سقا » لقب يافت و پس از شهادت ، « ابو قربه ؛ صاحب مشك آب » ، كنيه گرفت . گفتهاند : زمانى كه عباس عليه السّلام پس از شهادت ياران امام حسين و جمعى از اهل

--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 319 ( با اندكى تفاوت ) . ( 2 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 330 ؛ كامل : 4 / 74 .